مرتضى راوندى
158
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بيعتى كه براى الحاكم بامر اللّه عباسى در مصر ترتيب دادند چهار صفحهء بزرگ مىشد . » « 58 » پس از خلفاى راشدين ، به شرحى كه گفتيم ، خلافت به سلطنت تبديل شد و معاويه سلطنت را در خاندان خود موروثى كرد ؛ به بهانهء اينكه مبادا پس از مرگ وى ميان بنى هاشم و بنى اميه بر سر خلافت جنگ و جدال درگيرد و كار ممالك اسلامى به خرابى گرايد . او در اين راه توفيق يافت و ديگر خلفا از او پيروى كردند . تشريفات و مراسم بيعت به تدريج رو به فزونى نهاد . در زمان عباسيان ، امراى ارتش و قضات بغداد قبل از ديگران بيعت مىنمودند ، به اين قسم كه دبير ارتش ( كاتب جيش ) پيش مىآمد و ارتشيان را به نام مىخواند و سوگند مىداد و سپس وزير يا قائممقام وزير مىرفت و عمامه بر سر خليفه مىنهاد و « برده » مىپوشانيد و همين كه بيعت تمام مىشد ، القابى بر خليفه عرضه مىشد و او يكى از اين القاب را انتخاب مىكرد . اين القاب در اسلام تازگى دارد و تا زمان هارون ساده بود و به كلمات امين ، مأمون و رشيد تمام مىشد ، اما از زمان معتصم ، نام خدا بر آن افزوده شد ؛ مانند المعتصم باللّه و غيره . همين كه مراسم بيعت انجام مىيافت ، سواران با لباسهاى فاخر بر اسبهاى راهوار مىآمدند و خليفه را سوار كرده به دار الخلافه مىبردند . در دو طرف راه ، سپاهيان صف مىكشيدند و مردى مسلح ، پياده ، جلو خليفه راه مىافتاد . نمايندگان پايتخت و ديگر ممالك اسلامى در دار الخلافه براى تبريك به حضور خليفه بار مىيافتند . « 59 » « در آن دوره سه چيز علامت خلافت شمرده مىشد : علائم و مشخصات خلافت برده كه عبارت از روپوشى بود كه در بر مىكردند و ظاهرا اين سنت از پيغمبر به يادگار ماند و پس از آنكه حضرت بردهء خود را به كعب شاعر صله داد ، معاويه در موقع خلافت آن را از كسان كعب به چهل هزار درهم خريد و دست به دست از امويان به عباسيان رسيد . خاتم يا مهر همين كه پيغمبر در مقام نوشتن نامهاى به شاهنشاه ايران برآمد ، نزديكان حضرت يادآور شدند كه اگر نامه بيمهر باشد ايرانيان آن را نمىپذيرند ، حضرت نيز مهرى از نقره آماده ساخت كه روى آن عبارت محمد رسول اللّه نقش شده بود و اين مهر تا عهد عثمان دست به دست مىگشت . در آغاز امر نامهها به سادگى رد و بدل مىشد ولى پس از آنكه در عهد معاويه ، در مندرجات يكى از نامهها تغيير دادند ، مقرر گرديد كه نامهها را تا كرده با موم مهر بزنند . بلاذرى مىگويد : « اول كسى كه از عرب ديوان زمام ترتيب داد زياد والى عراق بود و او آن را از ايرانيان آموخت . شاهنشاه ايران چند جور مهر داشت ؛ مهر محرمانه ، مهر مربوط به املاك دولتى ، مهر ماليات ، مهر نامهها و غيره ، و كسى كه همهء اين مهرها را در اختيار داشت زمامدار خوانده مىشد . » « 60 »
--> ( 58 ) . تاريخ تمدن اسلامى ، پيشين ، ج 1 ، ص 125 . ( 59 ) . همان ، ص 125 . ( 60 ) . همان ، ص 126 و 127 ( به اختصار ) .